المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
389
مروج الذهب ( فارسى )
صاحب منطق گويد كه در بعضى از جاها چشمههاى ترش هست كه آب آن را بجاى سركه به كار مىبرند و هم او از جاهائى كه چشمههاى تلخ ميجوشد و آب آن چنان تلخ است كه با هر چه بياميزد تلخ شود سخن آورده و گفته است كه علت اختلاف مزه آبها از اختلاف زمينهاست مانند جاهاى زاجى و جاهاى آتشى و خاكسترى و هم او از مايههائى كه در ولايت سيسيل هست و چون آن را با آب بياميزند باختلاف مايه مزههاى گونهگون پديد آرد سخن آورده است . شماره مزهها هشت است نخست خوش است و شور و چرب و شيرين و ترش و تلخ و گس و تند و كسان را در آنچه گفتيم اختلاف است بعضى گفتهاند شمار مزهها هفت است و بعضى گفتهاند شش است و بيشتر از همه كه گفتهاند همان هشت است قدما درباره خواص آب سخنان گونهگون گفتهاند از جمله اينكه آب خوش و لو گرم باشد ارزش غذائى دارد و اگر از درون يا برون به قدر لزوم به كار برده شود تن را صفا دهد و اگر بيشتر از مقدار لزوم به كار رود اعضا را سست و ضعيف كند و آب سرد اعضا را محكم كند و عطش را به برد و بسيار آن تن را سست كند و بميراند . آب تلخ براى كبد و طحال سودمند است و آب املاح دار براى خارش و جرب سودمند است . آب باران براى درد پشت و عصب سودمند است آب آهن سستى احشا و اعضاى داخلى را سودمند افتد و آب مس از رطوبت تن و سر جلوگيرى كند و آب گچ معده را تحريك كند و امساك آرد و جمع كند آب زاج خون را بند آرد و آب دريا براى پيس سودمند افتد و گروهى گفتهاند اگر كمى از آن را با روغن بادام بخورند براى اخلاط فاسد سودمند باشد هم آب دريا چشم دردهاى سخت آرد بهترين آبها براى تن سپيد شفاف است كه از كوههاى خاكى در آيد و از مشرق سوى مغرب رود و گرمى و سردى را به آسانى پذيرد كسان را درباره اقسام و اوصاف و منافع و مضرات آب سخن بسيار است كه